حكيم ابوالقاسم فردوسى

238

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

سياوش بر انگيخت اسپ نبرد * چو گوى اندر آمد بپيشش بگرد بزد هم چنان چون بميدان رسيد * بران سان كه از چشم شد ناپديد بفرمود پس شهريار بلند * كه گويى بنزد سياوش برند سياوش بران گوى بر داد بوس * بر آمد خروشيدن ناى و كوس سياوش باسپى دگر بر نشست * بيانداخت آن گوى خسرو بدست ازان پس بچوگان برو كار كرد * چنان شد كه با ماه ديدار كرد [ از چوگان او گوى شد ناپديد * تو گفتى سپهرش همى بركشيد ] ازان گوى خندان شد افراسياب * سر نامداران بر آمد ز خواب بآواز گفتند هرگز سوار * نديديم بر زين چنين نامدار ز ميدان بيك سو نهادند گاه * بيامد نشست از بر گاه شاه سياوش بنشست با او بتخت * بديدار او شاد شد شاه سخت بلشگر چنين گفت پس نامجوى * كه ميدان شما را و چوگان و گوى همى ساختند آن دو لشكر نبرد * بر آمد همى تا بخورشيد گرد چو تركان بتندى بياراستند * همى بردن گوى را خواستند ربودند ايرانيان گوى پيش * بماندند تركان ز كردار خويش سياوش غمى گشت ز ايرانيان * سخن گفت بر پهلوانى زبان كه ميدان بازيست گر كارزار * برين گردش و بخشش روزگار چو ميدان سر آيد بتابيد روى * بديشان سپاريد يك بار گوى سواران عنانها كشيدند نرم * نكردند زان پس كسى اسپ گرم يكى گوى تركان بينداختند * بكردار آتش همى تاختند سپهبد چو آواز تركان شنود * بدانست كان پهلوانى چه بود چنين گفت پس شاه توران سپاه كه * گفتست با من يكى نيك خواه كه او را ز گيتى كسى نيست جفت * بتير و كمان چون گشايد دو سفت سياوش چو گفتار مهتر شنيد * ز قربان كمان كيى بر كشيد سپهبد كمان خواست تا بنگرد * يكى بر گرايد كه فرمان برد كمان را نگه كرد و خيره بماند * بسى آفرين كيانى بخواند بگرسيوز تيغ زن داد مه * كه خانه بمال و در آور بزه بكوشيد تا بر زه آرد كمان * نيامد برو خيره شد بدگمان ازو شاه بستد به زانو نشست * بماليد خانه كمان را بدست بزه كرد و خندان چنين گفت شاه * كه اينت كمانى چو بايد به راه مرا نيز گاه جوانى كمان * چنين بود و اكنون دگر شد زمان بتوران و ايران كس اين را بچنگ * نيارد گرفتن بهنگام جنگ بر و يال و كتف سياوش جزين * نخواهد كمان نيز بر دشت كين نشانى نهادند بر اسپريس * سياوش نكرد ايچ با كس مكيس نشست از بر بادپايى چو ديو * بر افشارد ران و بر آمد غريو يكى تير زد بر ميان نشان * نهاده به دو چشم گردنكشان خدنگى دگر باره با چار پر * بينداخت از باد و بگشاد پر